تبليغاتX

رویای من: نفیسه .:به خانه من اگر آمدی ای مهربان چراغ بیاور :. .: www.nafiseh-joon.blogfa.com به خونه خودتون خوش اومدید :.

عاشقانه

قاصدک                                                                                                                                    هان! چه خبر آوردی
از کجا وز که خبر آوردی
خوش خبر باشی اما .. اما
گرد بام و در من بی ثمر می گردی
انتظار خبری نیست مرا
نه زیاری
نه ز دیار و دیاری
باری
برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس
برو آنجا که تو را منتظرند
قاصدک در دل من
همه کورند و کرند
دست بردار از این در وطن خویش غریب

قاصد تجربه های همه تلخ
با دلم می گوید
که فریبی تو فریب
که دروغی تو دروغ

قاصدک هان!
ولی
راستی آیا رفتی با باد؟
با تو ام آی کجا رفتی آی!

راستی آیا جایی خبری هست هنوز؟
مانده خاکستر گرمی جایی؟
در اجاقی طمع شعله نمی بندم
خردک شرری هست هنوز؟

قاصدک، قاصدک، قاصدک!
ابرهای همه عالم شب و روز
در دلم می گریند
                                         مهدی اخوان ثالث

تصاویری که سی ان ان نشان نمیدهد:

اینان بچه های همان جنگ افروزانند


Click to view full size image

و اینان کودکان لبنانند:

 Click to view full size image

                  ***********************

دوستان عزیز من قصد دارم از این به بعد در آخر هر یک از نوشته هایم یک بحث هم از دینمون بیارم تا بتونیم با کمک همدیگه در کنار دنیامون یه نیگاه کوچیکی هم به آخرتمون هم داشته باشیم.اگه نظرتون رو بگین و در این راه کمکم کنید ازتون واقعا ممنون میشم.یا حق

من قبلا فکر میکردم که بحث شفاعت که ما در این رابطه خیلی روی ائمه حساب کردیم یه چیزیه که ما شیعیان قبولش داریم و شاید اصلا درست نباشه و ... . اما وقتی قرآن رو یه مطالعه کوچیک کردم دیدم در چندین جا به اون اشاره شده که از جمله در سوره یوسف وقتی برادرهای یوسف لباس یوسف(که در اون موقع عزیز مصر شده بود ) رو واسه یعقوب آوردند و چشم اون بینا شد ، از پدرشون خواستند از خدا براشون طلب بخشش کنه و اون هم قبول کرد که شفیع اونا پیش خدا باشه .

یه آیه دیگه هم در این رابطه میارم: سوره يونس آيه 3

پروردگار شما، خداوندى است كه آسمانها و زمين را در شش روز [= شش دوران‏] آفريد؛ سپس بر تخت [قدرت‏] قرار گرفت‏، و به تدبير كار [جهان‏] پرداخت‏؛ هيچ شفاعت كننده‏اى‏، جز با اذن او نيست‏؛ اين است خداوند، پروردگار شما! پس او را پرستش كنيد! آيا متذكّر نمى‏شويد؟!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385ساعت 1:31 بعد از ظهر  توسط مجتبی  |